سديد الدين محمد عوفى

124

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

معذور دارند « 1 » امروز رشوت مىدهم تا از من بازنستانند كه « 2 » مرا با شماتت طاقت نبود . پس چون « 3 » شريك « 4 » معزول شد « 5 » روزى مردى « 6 » بيامد و در « 7 » وى شماتت كرد و گفت : الحمد للّه كه تو معزول شدى و خلق از ميل و مداهنت تو خلاص يافتند و امثال آن سفاهت بسيار كرد « 8 » . شريك سر در پيش افكنده بود تا يكى از شاگردان وى برخاست و گلوى آن مرد بگرفت و او را بينداخت « 9 » و مشتى چند در دهان وى زد . آن مرد گفت : مرا دريابيد ، و فرياد كرد كه آن بىرحم مرا هلاك خواهد كرد . شريك آن شاگرد را فرمود تا از وى بازگشت . آنگاه گفت : ذليل و خوار مهترى باشد كه پيش وى سفيهى نباشد و السلام . [ معاويه با حرم خود دلتنگ بود ، از عبد اللّه جعفر طيار سرگذشتى شنيد كه موجب تسلى خاطر او و قدردانى از عبد اللّه شد ] حكايت ( 43 ) آورده‌اند كه « 10 » عبد اللّه جعفر طيّار به نزديك معاويه آمد و در سراى معاويه خالى بود « 11 » . ساعتى توقف كرد ، معاويه را ديد كه از سراى بيرون آمد و اثر تغيّر در بشرهء او ظاهر شده و جامهء او دريده « 12 » و موى « 13 » او پريشان شده « 14 » . چون او « 15 » را بديد خجل شد . عبد اللّه « 16 » گفت : اگر امير المؤمنين « 17 » فرمان دهد يك حكايت از واقعهء خود تقرير كنم ، چه مىدانم كه اين ساعت امير المؤمنين « 18 » [ را ] با « 19 » كنيزكى « 20 » بديده‌اند و اين خصومت بر دست گرفته . معاويه

--> ( 1 ) مپ 2 : تا اين شغل تفويض به من نفرمايند ( 2 ) متن - كه ( 3 ) مپ 2 : پس اتفاق افتاد و ( 4 ) مپ 2 + را ( 5 ) مپ 2 : كردند ( 6 ) مپ 2 + سفيه ( 7 ) مپ 2 : بر ، مج + روى ( 8 ) مپ 2 - و امثال . . . كرد ( 9 ) مپ 2 - و او را بينداخت . نسخه بنياد حكايت مذكور را ندارد ( 10 ) مج + روزى ( 11 ) مپ 2 - و در سراى معاويه خالى بود ( 12 ) مج : بريده ( 13 ) متن : حلباى ( 14 ) مپ 2 - و موى او پريشان شده ؛ مج - شده ، بنياد : گشته ( 15 ) مپ 2 و بنياد : عبد اللّه ( 16 ) مپ 2 و بنياد : او ( 17 ) مپ 2 : و زود . ( 18 ) مپ 2 - امير المؤمنين ( 19 ) بنياد : خليفه ؛ مج : به ( 20 ) مج + نظر كرده است و حرم امير المؤمنين